نمایش نتایج: از 1 به 5 از 5
  1. #1
    I am GoD of
    عاشق ریاس گرموری

    تاریخ عضویت
    May 2013
    محل سکونت
    shiraz
    نوشته ها
    14,073
    تشکر از دیگران
    89,331
    مجموع تشکرها
    76,580

    B05 تاثیر موسیقی؟

    تاثیر  موسیقی؟
    سلام دوستان پیش خودم گفتم این تاپیکو بزنم و راجب موسیقی اطلاعات هم بزارم هم کسب کنم الان چن مورد از گشتو گزارمو تو سایتا براتون میزارم تا شماهم اشنا بشید با موسیقی

    موسیقی هنر بیان احساسات به وسیله ی صداهاست.
    موسیقى تراوش احساسات و اندیشه‌هاى آدمى و مبین حالات درونى وى مى‌باشد.
    موسیقى یا ترانه به هر نوا و صدایی گفته می‌شود که شنیدنی و خوش‌آیند باشد و انسان یا موجودات زنده را دچار تحول کند. موسیقی بیان احساسات انسان است به وسیله اصوات. موسیقی هنری است دارای نوا و سکوت. ارائهٔ تعریف آکادمیک موسیقی موضوعی است که برای قرن‌ها مورد بحث و کشمکش صاحبنظران بوده است. همچنان هیچ تعریفی از موسیقی وجود ندارد که مورد قبول همهٔ اهل این هنر باشد. طبق یکی از پذیرفته‌شده‌ترین این تعاریف، موسیقی به اصواتی گفته می‌شود که آگاهانه تولید شوند.
    شنیدن یک آرام بخش و جذاب مى‌تواند پایان‌پذیر خستگى‌ روزانه شما باشد. واژهٔ موسیقى ریشهٔ یونانى دارد و گرفته شده از کلمه Mousika و مشتق از کلمه Muse می‌باشد و در عربى قَى تلفظ مى‌شود. از زمان منصور خلیفهٔ عباسى توجه به آثار یونانى آغاز شد و سپس در دوران هارون پنجمین خلیفهٔ عباسى (۱۹۸-۲۱۸ هـ) با تأسیس بیت‌الحکمه به اوج خود رسید. مقارن همین دوران بوده است که واژهٔ موسیقى راه یافته و به‌تدریج جایگزین غناء عربى شده است.

    موسیقی به دو بخش تقسیم می شود:
    - موسیقی ضربی
    - موسیقی بی ضرب
    موسیقی ضربی به موسیقی هایی گفته می‌شود که دارای وزن باشد مانند هایی که برای رقص ساخته شده باشد؛ پیش در آمد، مارش و غیره. موسیقی بی ضرب آن است که دارای وزن معین و معلومی نباشد که بهترین نمونه آن آوازهای موسیقی ایرانی می باشد.

    موسیقی از دید بزرگان:
    براساس مدارک موجود واژۀ موسیقى و هم‌خانواده‌هاى آن در مفاتیح‌العلوم خوارزمى و رسالهٔ موسیقى اخوان‌الصفاء دیده مى‌شود که هر دو متعلق به سدهٔ چهارم هجرى (دهم میلادی) است. خوارزمى در تعریف موسیقى مى‌گوید: موسیقى به معنى پیوند آهنگ‌هاست… تعریف سادهٔ موسیقى یا صداهاى موسیقایی، صداهاى خوشایندى مى‌شود که انسان از شنیدن آنها احساس لذت مى‌کند.
    با بالا رفتن سطح فرهنگ و هنر معلوم شد صداهاى خوشایند، صداهایى هستند که از نظمى خاص پیروى مى‌کنند و بین آنها نسبت‌هاى معینى وجود دارد. براى همین عدد در موسیقى داراى اهمیت بسیارى است. تا جائى‌که فیثاغورث معتقد است که عدد اصل وجود در آفرینش است.
    پیروان او اجسام را هر یک عدد مى‌داشتند و معتقد بودند که چون کرات آسمانى و افلاک از یکدیگر فاصله‌هاى معینى دارند، از نسبت آنها نغمه‌ها ساخته مى‌شود و آوازها در اصل ناشى از حرکت افلاک هستند.
    مرحوم خالقى در کتاب نظى به موسیقى مى‌نویسد: ”موسیقى صنعت ترکیب اصوات و صداهاست به‌طوریکه خوشایند باشد و سبب لذت سامعه و انبساط و انقلاب روح گردد.“
    ابوعلى‌سینا مى‌گوید: موسیقى علمى است ریاضى که در آن از چگونگى نغمه‌ها، از نظر ملایمت و تنافر و چگونگى زمان‌هاى بین نغمه‌ها بحث مى‌شود تا معلوم شود که لحن را چگونه باید تألیف کرد.
    ابونصر فارابى در احصاءالعلوم موسیقى را علم شناسایى الحان مى‌داند که شامل دو علم است: یکى علم موسیقى عملى و دیگرى علم موسیقى نظری. امروزه نیز این تقسیم‌بندى در موسیقى وجود دارد. افلاطون در تعریف موسیقى مى‌گوید: ”موسیقى یک ناموس اخلاقى است که روح و جهانیان و بال به تفکر، و جهش به تصور، و ربایش به غم و شادی، و حیات به همه مى‌بخشد.“
    و بتهوون در تعریف زیباى خود مى‌گوید: موسیقى مظهرى است عالى‌تر از هر علم و فلسفه‌ای، موسیقى سنتى ایران شالم قطعاتى است که در مجموع به‌عنوان ردیف موسیقى ایرانى گفته مى‌شود. امتیاز موسیقى ایرانى در امکانات وسیع مقامى و ملودى‌هاى غنى آن است. این موسیقى هنرى است بسیار ظریف و عمیق.

    براستی موسیقی چیست؟
    براستی موسیقی چیست؟ چگونه تعریف می‌شود؟ آیا واقعا موسیقی ملودی تكنواخت و نوای سازهای مختلف است، كه طنینی به صدای خواننده بدهد و دنگ و دونگی باشد برای پوشاندن صدای ناهنجارش؟
    ولی نه، موسیقی فراتر از تعریف در الفاظ است و شگفتی آن نیز در همین است. موسیقی جبران ناكامی‌های زبان است و شیوه‌ای برای بیان احساسات ناملموس. احساساتی كه نمی‌دانیم چه هستند… آنجا كه زبان از گفتن باز می‌ماند، موسیقی مأمنی می‌شود برای روح، و زبانی می‌شود برای بیان احساسات و ناگفته‌های ناشناخته…
    موسیقی هر چه هست، سرچشمه‌ای از درون انسان دارد و مخلوقی است كه «از روح آدمی جان گرفته و به روح آدمی جان می‌دهد» موسیقی، طنین از دل برآمده‌ای است كه لاجرم بر دل می‌نشیند. ولی از چه دلی برآمده و بر چه دلی می‌نشیند؟
    روح پویا و احساسات متغیر كه ارتباطی مستقیم با شرایط سنی، حوادث گوناگون و … دارد چه می‌گوید و چه می‌خواهد؟ شاید نداند «چه می‌خواهد» ولی آنچه را كه می‌خواهد می‌شناسد. در هر لحظه به موسیقی گوش می‌دهیم، از آن لذت می‌بریم و همین كافیست…
    البته موسیقی فقط غذای روح و زبان احساسات نیست، بلكه درمانی برای جسم نیز هست. تحقیقات نشان داده است موسیقی كه تركیبی از صداهای گوناگون است، بر روی عملكرد و متابولیسم بدن تأثیر می‌گذارد و اثری مستقیم بر روی بخشهای اصلی بدن از جمله غدد گوناگون، قلب، دستگاه تنفسی، مغز و … دارد و موسیقی به عنوان تركیبی «منظم» و «زیبا» از اصوات، تأثیری مثبت بر روی جسم نیز می‌گذارد.
    ولی شناخت تأثیرات مستقیم آن بر روی بدن نیاز به ورود به دنیای علم موسیقی درمانی دارد. البته ارتباط روح و جسم انسان باز هم به ما می‌گوید كه در هر لحظه، لذت بردن روح از یك موسیقی مترادف است با تأثیر مثبت آن بر روی جسم انسان…

    روح انسان است كه زیبایی موسیقی را می‌فهمد و این روح است كه مانند یك استاد خبره‌ی زیباشناسی در مورد موسیقی قضاوت می‌كند.
    زیبایی‌شناسی در موسیقی دارای دو جنبه‌ی تحلیلی و تركیبی است. زیبایی‌شناسی تحلیلی مربوط به زیبایی اصوات و نوای سازهاست و موج برخاسته از پیانو و ناله و افغان ویولن و كمانچه و … همه واژه‌های زیبایی هستند برای گفتن سخنی زیبا، ولی بعد تركیبی موسیقی برمی‌گردد به «نظم» و «آهنگی» كه هنرمند با كنار هم چیدن نت‌ها و آواها می‌آفریند.
    در جنبه‌ی تركیبی است كه هنرمند معنا پیدا می‌كند و موسیقی سخن می‌گوید و جمله‌ای زیبا می‌شود از واژه‌های زیبا… حتی اگر واژه‌های اصوات نیز زیبا نباشند، جمله زیباست و اگر صدای ساز زیبا نیست، هنرمند آهنگی زیبا از آن می‌آفریند، براستی كه هنر همین است و نه نواختن ساز و نه دامبول و دیمبول…
    دریغا كه این هنر در سرزمین هنر و موسیقی گم شده است، اگر هم هست، محو، ثابت و بی‌حركت است و این ثبوت در گذر زمان و تحول انسان از بین خواهد رفت. افسوس كه آوایی از «چنگ» و «عود» و «نای» و … توسط «نکیسا» و «باربد» زمان آفریده نمی‌شود…
    و باز افسوس كه در طاق بستان زمان، تصویری از خسرو پرویزی نیست كه به نوای چنگ و عود گوش بسپارد و به هنرمندان ارج نهد… دریغا كه آوای سه‌گاه، ماهور و شور در هیاهوی روزگار محو و بی‌نشان شده است…
    ولی «كجاست حركت؟»، «كو اقدام؟»… شاید افسوس را باید به همین دلیل خورد…
    - منابع:
    - اطلاعات جامع موسیقی: نوشته: بهرام نفری
    - مصطفی كمال پور تراب، تئوری موسيقی ، نشر چشمه
    - " خانه گیتار ایران " پایگاه رسمی نوازندگان گیتار ایران
    - فرهنگ معین


    - منبع: آسمونی : موسیقی چیست؟ آسمونی : موسیقی چیست؟

    وقتی این سؤال مطرح میشود که «موسیقی چیست؟» جواب‌های بسیار متفاوتی می‌شنویم.
    مردم جواب‌های مختلفی به این سؤال می‌دهند؛ عده‌ای که فقط از منظر علم هرازگاهی نیم‌نگاهی به موسیقی می‌اندازند، سعی می‌کنند بسیار دقیق و علمی پاسخی ارائه دهند، جوابی مثل موسیقی چیزی نیست به جز توالی یک‌سری امواج صوتی.

    خوب شاید آن‌ها به این شیوة پاسخگویی‌شان افتخار کنند و بگویند این حساب‌شده‌ترین پاسخی است که می‌شد به این سؤال داد، ام‍ّا اگر تنها به این فرضیه تکیه کنیم یا حتی بخواهیم آن را بپذیریم پس باید بگوییم صدایی که از کشیده‌ شدن ناخن روی تخته‌سیاه حاصل می‌شود یا صداهای گوش‌خراشی که از دستگاه‌های حفر معابر به وجود می‌آیند، همگی اصوات موسیقی‌اند، هرچه که باشد آن‌ها هم متشکل از توالی یک‌سری امواج صوتی‌اند!
    بهتر است زوایای مختلفی از این مقوله را با هم و با کمک یکدیگر به بحث بپردازیم. همان‌طور که اغلب مردم با آن جواب‌ِ ظاهراً دقیق و علمی در رابطه با موسیقی موافق نیستند، اکثریت نیز با این مهم آشنایی دارند که دنیای موسیقی فقط محدود به دنیای انسان‌ها نیست.

    بسیاری از حیوانات مثل پرندگان و وال‌ها در روابط خود، برای برقراری ارتباط با یکدیگر یا حتی جذب جنس مخالف خود اصواتی موسیقایی تولید می‌کنند.
    ام‍ّا می‌دانیم در دنیای انسان‌ها موسیقی به این منظور خاص تولید نمی‌شود، گرچه به کار بردن افعالی چون تولید شدن یا ساختن در مبحث موسیقی درست مثل این است که قصد داریم به کمک تعدادی وسیلة به‌خصوص مثلاً چوب و میخ و چکش چیزی شبیه به میز یا صندلی تولید کرده یا بسازیم، به کار بردن این افعال در این مورد به‌خصوص شاید ناپسند یا نادرست باشد ام‍ّا حداقل توجه ما را به نکته‌ای خاص جلب می‌کند، اینکه موسیقی تولید شدنی یا ساختنی نیست، اساساً چیزی است که از درون انسان‌ها برمی‌خیزد و چون رگ و چهرة درون هر انسانی با دیگری متفاوت است و از جایی‌که فکر‌ِ انسان بازتابی از درونش است پس همیشه جواب‌های موافق و مخالف و متفاوت دربارة موسیقی وجود دارند.

    شاید شما هم با این نظر موافق باشید که موسیقی جدا از زندگی و نیازهای روزمرة آن نیست. چه‌بسا آثاری که با توجه به نیاز و خواستة دوران خاصی خلق شده‌اند و بسیار مورد استقبال قرار گرفته‌اند. حتی شاید با این نظر هم موافق باشید که حتی نحوة به‌کارگیری سازها و انتخاب نوع آن‌ها در یک قطعة موسیقایی نیز با نیاز دوره‌ای خاص یا شیوة زندگی مربوط به آن رابطه‌ای تنگ دارد.
    ما عقیده داریم به هر گوشه‌ای از زندگی که نگاه کنیم موسیقی را می‌بینیم، در تمام چشم‌اندازها و سبک و سیاق مربوط به آن.
    شاید این نظر‌ِ کلی، عقیدة بسیاری از ما باشد. پس با این تفاسیر بهتر است سؤالمان را طوری دیگر مطرح کنیم؛ چون اگر به این پاسخ هم تکیه کنیم، صدای بوغ ماشین‌ها یا صدای دستگاه‌های سنگ‌ب‍ُری هم به نوعی گوشه‌ای از زندگی ما را تشکیل می‌دهند و به نوعی به سبک و سیاق آن مربوط هستند پس بنابراین به جرگة موسیقی‌ها خواهند پیوست!

    واقعیت این است که این‌گونه پاسخ‌ها جواب روشنی به سؤال ما نمی‌دهند. شاید اگر بتوانیم بگوییم که «چه چیزی موسیقی نیست؟»، بتوانیم به چیزی که موسیقی است برسیم! و ما باز به محض شنیدن این سؤال نفس راحتی می‌کشیم و قضیه را حل‌شده می‌دانیم ام‍ّا وقتی با سیل جواب‌های متفاوت و گوناگون روبه‌رو می‌شویم، تازه متوجه می‌شویم که سؤال «چه چیزی موسیقی نیست؟» درست به اندازة «چه چیزی موسیقی است؟» می‌تواند پیچیده باشد و فکرمان را به جهات متنوعی هدایت کند. برای مثال بعضی‌ها صدای موسیقی هوی متال راک و صدای بلند آمپلی فای‌شدة بعضی از موسیقی‌ها را درک‌ناشدنی و تحمل‌ناپذیر می‌دانند.
    این عده به این نوع موسیقی چیزی غیر موسیقایی نسبت می‌دهند و از آن فقط به عنوان یک‌سری صداهای گوش‌خراش یاد می‌کنند که فقط باعث آزارشان می‌شوند. برعکس عده‌ای دیگر چنان مجذوب این‌گونه موسیقی‌اند که هیچ صدای مطلوب و گوش‌نواز دیگری نمی‌تواند این احساس را در آن‌ها ایجاد کند.

    بهتر است نگاهی به دهة ۵۰ و ۶۰ بیندازیم؛ دوران رواج موسیقی راک و پیشرفت آن به شکل تصاعدی! موسیقی‌ای که هر جوان و نوجوانی را مجذوب خودش می‌کرد و چه تعداد بی‌شماری از عاشقان آن نوع موسیقی که از شنیدن آهنگ‌های «بادی هالی»، «جری لی لوئیس»، «بیتلز» یا «رولی استونز» به وجد نمی‌آمدند. هیچ ‌چیز دیگری به جز موسیقی راک نمی‌توانست آن‌ها را به این شدت و بدین‌گونه به هیجان درآورد، از طرفی دیگر والدین آن‌ها که درست نقطة مقابل فرزندانشان بودند؛ آن‌ها علاقة چندانی به آن نوع موسیقی از خود نشان نمی‌دادند. راک برای آن‌ها درک‌ناشدنی بود و شاید گاهی آن سینه‌چاکان و عاشقان پر و پا قرص را بازخواست هم می‌کردند!

    خوب حالا به این دلیل که پدر و مادرها راک را نمی‌پسندیدند می‌توان گفت که آن سبک جزء موسیقی نیست؟ مسلماً نه، درست مثل این است که بگوییم چون فرزندان آن‌ها تمایل زیادی به آثار باخ یا گوش دادن به آن نشان نمی‌دادند پس آثار باخ موسیقی نیستند!
    بهتر است برگردیم به نکتة آشنایی که قبلاً با هم به آن رسیدیم؛ موسیقی در بطن انسان‌ها است و انسان‌ها بسیار متفاوت با یکدیگرند و در اینکه چه چیزی موسیقی است یا چه چیزی موسیقی نیست هم تفاوت عقیدة بسیاری وجود دارد.

    اگر یقین داشته باشیم که به جوابی روشن و قطعی در این‌باره می‌رسیم باید گفت که انتظار نابه‌جایی است. اگر بخواهیم روی دیدگاه‌های افراد تکیه کنیم تا به جوابی برسیم خواهیم دید بسیاری از بهترین موسیقی‌ها و قطعات ارزشمند‌ِ موسیقایی از «لیست موسیقی» حذف خواهند شد و به جرگة «اصوات‌ِ گوش‌خراش و آزاردهنده» خواهند پیوست!
    عده‌ای هر قطعة خوشایندی را بدون در نظر گرفتن سبک خاص آن می‌پذیرند و از شنیدن آن لذت می‌برند و عده‌ای فقط از شنیدن قطعات سبک خاصی از موسیقی لذت می‌برند و ممکن است گاهی سبک‌های دیگر یا طرفداران سبک‌های دیگر را نیز مورد سرزنش قرار دهند! گویی آن‌ها به جواب این سؤال که «موسیقی چیست؟» یا «چه چیز موسیقی نیست؟» رسیده‌اند و دیگران نتوانسته‌اند! و این عده قطعاً به خودشان می‌بالند چراکه چیزی را یافته‌اند که دیگران از یافتنش عاجز بوده‌اند!

    شاید شما هم موافق باشید که عده‌ای بدون در نظر گرفتن درون انسان‌ها و زادگاه اصلی موسیقی این‌گونه نظر می‌دهند و دیگران را به واسطة علایق و سلایق موسیقی‌شان مورد سرزنش قرار می‌دهند، ام‍ّا عده‌ای نیز پاسخ‌های قانع‌‌کننده‌ای ارائه می‌دهند که ناشی از درک آن‌ها از واقعیت موسیقی است. مثلاً وقتی که از آندره پره‌وین پرسیدند که از نظر او تفاوت موسیقی پاپ و کلاسیک در چیست، او گفت که چیزی به عنوان موسیقی پاپ یا کلاسیک وجود ندارد!
    از نظر او تنها یک چیز در درجة اهمیت قرار داشت، اینکه چه چیزی موسیقی خوب و چه چیزی موسیقی بد است و عقیده داشت تعداد زیادی آثار خارق‌العادة کلاسیک هستند که بسیار ارزشمند و بسیاری آثار دیگر از آن دسته که حتی ارزش اجرا را هم ندارند.

    به نظر عقیدة منصفانه‌ای است. بسیاری قطعات موسیقی را می‌شنویم که با گذشت سال‌ها هنوز جایگاه خاصی برای خودشان دارند. آثاری که نه‌تنها نسل گذشته که نسل جدید را نیز تحت تأثیر قرار داده‌اند. آثاری که متعلق به تمام دوران بشری‌اند و تنها محدود و منحصر به دوره‌ای خاص نیستند و آثار دیگری هم وجود دارند که سرانجام‌ِ آن‌ها زباله‌دان تاریخ است نه در فکر و قلب مردم.
    ام‍ّا ما نمی‌توانیم دائم دنبال زباله‌دانهای تاریخ باشیم و از خوب بودن یا بد بودن چیزی‌که می‌شنویم اطمینان حاصل کنیم! هر گوشی سلیقة خاص خودش را دارد. بهتر است بگوییم گوش‌ها با هم متفاوت‌اند!
    انواع موسیقی‌ها از نظر افراد می‌توانند خوب، لذت‌بخش، بد، درک‌ناشدنی، رخوت‌آور، گوش‌خراش، تحمل‌ناپذیر، شادی‌آفرین و ... باشند. درست مثل ایده‌های متفاوتی که در رابطه با «زیبایی» وجود دارند.

    درک و احساس یک قطعة موسیقایی به عوامل مختلفی بستگی دارد که همان‌ها باعث ایجاد تفاوت در نظریات افراد می‌شوند. عواملی مثل نوع فرهنگ شنونده، نوع محیط و جامعه‌ای که شنونده در آن رشد کرده، نوع اعتقادات، شیوه و طرز فکری که با آن عجین شده و سبک و سیاقی که از آن تأثیر پذیرفته است.
    مثلاً افرادی که در غرب متولد شده‌اند موسیقی خاور دور برایشان لذت‌بخش نیست. موسیقی خاور دور برای آن‌ها چیزی درک‌ناشدنی و ناملموس است.

    در واقع کسی که در غرب متولد شده است به سختی می‌تواند یک اثر موسیقایی از خاور دور را بشنود یا درک کند چراکه سبک و نوع آن موسیقی یا بهتر بگوییم فرهنگ و زبان آن نوع موسیقی کاملاً برای او ناآشنا و غریبه است.
    ام‍ّا عکس این قضیه هم صادق است؛ بسیاری آثار موسیقی غرب را می‌شنویم که تمام دنیا را مجذوب خود کرده‌اند. همه ما شگفت‌زده می‌شویم وقتی شنونده‌هایی را حتی در دورترین مناطق دنیا می‌بینیم که قطعاتی از موسیقی غرب را گوش می‌دهند و از شنیدن آن لذت می‌برند. در واقع این‌گونه آثار مرزها را در هم شکسته‌اند و شنونده هیچ خلأ و فاصله‌ای بین دنیای خود با دنیای آن‌ها حس نمی‌کند.

    در هر صورت، جدا از این موضوع که بعضی آثار موسیقی برای عده‌ای قابل‌ِ درک و برای عده‌ای غیر قابل درک‌اند، در نهایت همة موسیقی‌ها قدرت‌ِ ایجاد تأثیر و اعمال نفوذ بر احساسات افراد را دارند، هرچند به گونه‌ای متفاوت و این خاصیت موسیقی است. شاید به این خاطر شوپنهاور می‌گفت: «همة هنرها می‌خواهند به موسیقی برسند.»
    موسیقی نه‌تنها فکر و روح ما که جسم‌ِ ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد، می‌تواند جسم ما را برای مبارزه با سرسختانه‌ترین موانع‌ِ موجود آماده سازد، می‌تواند قدرت قوت قلب هر انسانی را تقویت کند، می‌تواند او را به آرامش برساند و می‌تواند رضایت را به او هدیه کند.

    موسیقی از عمق وجود هر انسان و از روح او سرچشمه می‌گیرد و شاید به این خاطر بسیاری از مردم، بدون موسیقی، خودشان را فاقد چیزی حیاتی می‌دانند؛ چیزی ‌که می‌تواند قدرت‌ِ تکاپو و احساس زندگی به آن‌ها ببخشد.
    پس بهتر نیست برای اینکه به جواب سؤالمان «موسیقی چیست؟» برسیم یا بتوانیم جوابی برای آن پیدا کنیم، سراغ علم و فلسفه نرویم؟! موسیقی فقط به روح ما تعلق دارد. روح ما همان‌جایی است که موسیقی به آن تعلق دارد.


    نگار نیک اندام مقدم :نویسنده
    سورۀ مهر :منبع

    تاثیرات شگفت انگیز موسیقی بر سلامتی!
    آوا و موسیقی سالها قبل از آن كه بشر كلام و بیان را بیاموزد وجود داشته است. پرندگان، درخت، دریا، حیوانات و حتی پاییز، هر جایی از طبیعت، یك ....


    آوا و موسیقی سالها قبل از آن كه بشر كلام و بیان را بیاموزد وجود داشته است. پرندگان، درخت، دریا،

    حیوانات و حتی پاییز، هر جایی از طبیعت، یك موسیقی منحصر به فرد و مخصوص به خود را دارد .

    شما با شنیدن یك موزیك شاد، خوشحال می‌شوید و با شنیدن یك موزیك غمگین ممكن است ناراحت

    شوید، آیا موسیقی می‌تواند در بروز یا بهبود بیماریها در انسان موثر باشد ؟

    تحقیقات نشان داده است كه موسیقی به شدت بر جسم و روان انسان تاثیر گذار است.

    در حقیقت یك شاخه جدید از علم به نام موسیقی درمانی، معرفی شده است كه در آن از موسیقی

    برای درمان بیماریها استفاده می‌شود.

    موسیقی درمانی به خصوص در مورد بیماران مبتلا به سرطان، كودكان مبتلا به بیش فعالی و سایر

    بیماریها موثر بوده است و برخی از بیمارستانها از موزیك برای كمك به كنترل درد، از بین بردن افسردگی

    و كاهش تنش در عضلات استفاده می‌كنند .

    این موضوع عجیب و پیچیده ای نیست و موسیقی می‌تواند از راههای مختلفی بر بدن انسان اثر بگذارد .

    برخی از آنها عبارتند از :

    موسیقی و امواج مغزی :

    تحقیقات نشان داده است كه موسیقی می‌تواند امواج مغزی را با خود همراه كند بطوریكه هر نوع

    از موسیقی، باعث می‌شود كه امواج مشابه با آن در مغز ایجاد شود .

    ضربه‌های تندتر در موزیك باعث افزایش دقت و تمركز می‌شوند و گامهای آهسته تر باعث آرامش بیشتر

    می‌شوند.همچنین مشخص شده است كه اثر موسیقی بر مغز انسان حتی پس از قطع شدن آن نیز

    ادامه دارد .

    موسیقی و تنفس و ضربان قلب :

    با ایجاد تغییر در امواج مغزی، عملكرد سایر اعضای بدن نیز تغییر می‌كند . این تغییرات توسط سیستم
    اعصاب خودكار ( سمپاتیك و پارا سمپاتیك ) اعمال می‌شود. و این نوع دستگاه عصبی می‌تواند تنفس و
    ضربان قلب را تند تر یا كند تر كند .
    بنابراین موسیقی می‌تواند از آثار مزمن استرس ها بر بدن پیشگیری كند .
    اثر بر ذهن انسان :

    موسیقی می‌تواند باعث ایجاد تفكر مثبت در ذهن انسان شود و به همین دلیل می‌تواند در درمان
    افسردگی و اضطراب موثر باشد .
    موسیقی می‌تواند جلوی آثار مخرب استرس را بر بدن بگیرد و می‌تواند قدرت خلاقیت و خوش بینی را
    افزایش دهد .
    آثار دیگر موسیقی :

    موسیقی می‌تواند آثار مهم دیگری نیز بر بدن انسان داشته باشد مانند كاهش دادن فشار خون ( ‌با

    كاهش دادن فشار خون خطر سكته های مغزی و سایر عوارض آن كاهش می‌یابد )، افزایش ایمنی

    انسان، كاهش تنش در عضلات و اینكه موسیقی به ایجاد و حفظ سلامتی در انسان كمك می‌كند .

    در یك تحقیق كه در سال 2006 در كشور آمریكا انجام شد مشخص شد كه موسیقی می‌تواند درد ناشی

    از آرتروز مفاصل را نیز كاهش دهد : نشریه تخصصی پرستاری آمریكا شماره 54 صفحه 553

    the Journal of Advanced Nursing (June 2006; Volume 54, Page 553).

    نتیجه :

    تحقیقات وسیعی كه در این زمینه انجام شد، باعث شد كه از موسیقی به عنوان یك ابزار قدرتمند در
    درمان برخی از بیماریها استفاده شود .
    درمان با موسیقی هم می‌تواند از طریق شنیدن موسیقی باشد و هم از طریق نواختن آن .
    در روش نواختن موسیقی اجباری نیست كه موسیقی نواخته شده، دارای قابلیت بالا و یا كلاسیك باشد
    نكته مهم این است كه این موسیقی برخاسته از قلب و احساسات شما باشد .
    یك موسیقی مناسب می‌تواند بین ذهن و جسم شما تعادل برقرار كند و از سوی دیگر یك موسیقی
    منفی یا نامناسب می‌تواند شما را سرشار از نفرت كند و به شما آسیب روحی و جسمی‌بزند .
    برخی از موسیقی ها می‌توانند حالات ترس را در انسان القا كنند و این حالت ایجاد شده می‌تواند جسم

    انسان را دچار آسیب و یا عدم تعادل بكند .( مانند موسیقی هایی كه در فیلم‌‌های ترسناك از آنها

    استفاده می‌شود )

    برخی از صداها مانند صدای مته ها می‌تواند دستگاه شنوایی انسان را دچار آسیب بكند .موسیقی

    های ناموزون و شعر هایی كه حس نفرت را در انسان ایجاد می‌كنند و یا صدا های ناموزون می‌توانند به

    جسم و روح انسان آسیب بزنند .

    ما باید مراقب اثرات منفی صداهای خشن و موسیقی های منفی باشیم و با این نوع از صداها با

    موسیقی مثبت و ایجاد كننده احساسات فراتر از عشق باشیم .

    سلامت جسم ما، با روان ما گره خورده است .

    موسیقی یك ابزار قدرتمند بهبودی و سلامت انسان است . چون با درونی ترین و اصلی ترین مفهوم

    انسانیت ارتباط برقرار می‌كند، با روان انسان .با موسیقی ما می‌توانیم ارتباط خود را با خالق قدرتمند و

    شفا دهنده خود به یاد آوریم .ما می‌توانیم با آوای شفا بخش موسیقی از سلامتی و زندگی خود لذت

    ببریم .

    لازم به ذكر است كه موسیقی، یك علم گسترده بوده و برای تحقیق و اظهار نظر در مورد اثرات آن بر

    سلامتی انسان ما نیازمند همكاری نزدیك بین اساتید موسیقی و علوم پزشكی هستیم .و نكته جالب

    این است كه متن فوق از یكی از سایت های معتبر دنیا از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه شده است .

    منبع:seemorgh



    دكتر لامونت می گوید: هر نوع موسیقی كه خودتان دوست دارید، قابل اجرا است و می توانید از آن نیز برای جنین و یا كودك خود استفاده كنید ولی ترجیحاً آرامش بخش باشد. لازم به ذكر است، فركانس های بم و باس بهتر می توانند در مایع درون رحم به حركت درآیند و برای جنین قابل شنیدن باشند.درآزمایشهای انجام شده روی یك خواننده اپرا به نام كاترین سنگلتن اپرا، مشخص شد ضربان قلب كودك را تغییر می دهد واین امر زمانی كه تنالیته وریتم موسیقی عوض می شود، كاملاً محسوس است. لذا استفاده از موسیقی های كلاسیك بخصوص موسیقی موتسارت تأثیر بسزایی بر كودك وجنین دارد.یك خواننده پاپ اعتقاد دارد موسیقی را كه درزمان بارداری همسرش برای پسرشان اجرا كرده است، ماهها بعد از فراغت همسر از زایمان برفرزندشان تأثیرگذارده است.

    او می گوید: قبل از آنكه پسرمان متولد شود ، بارها از یك موسیقی مشخص استفاده كردم. بعدها زمانی كه كودكمان ۴ ماهه شد، هنگامی كه گریه می كرد، با گوش دادن وشنیدن این لبخند می زد وساكت می شد .«دكتر لامونت عقیده دارد؛اگر درسه ماه آخر بارداری از یك موسیقی مشخص «ترجیحاً كلاسیك» برای جنین استفاده شود، او دریك سالگی با شنیدن آن واكنش نشان می دهد وموسیقی را درك می كند. به عقیده كاترین سنگلتن تأثیر موسیقی كه كودك در رحم مادر خود بارها گوش می دهد حتی بیش از ۱۲ماه است.

    او می گوید: زمانی كه درماه پنجم بارداری خود بودم درحال اجرای قطعه موسیقی ای بودم وفرزندم درتمام این مدت این قطعه را می شنیده است. هنگامی كه كودكم ۵ سال داشت بار دیگر این قطعه را اجرا كردم و او به مدت ۳ ساعت بدون آنكه كوچكترین حركتی از خودنشان دهدیا خسته شود به این اجرا گوش می داد. موسیقی حتی پس از تولد كودك و بخصوص تا قبل از سن ۷ سالگی نیز تأثیر بسیار زیادی در پرورش هوش وحافظه كودكان دارد. درسال ۱۹۹۳ دو فیزیكدان متخصص درامر پرورش وحافظه به نامهای گوردون شاو و فرانسیس رایچر۱۰دقیقه از ابتدای سونات نابغه بزرگ موسیقی كلاسیك ولفگانگ آمادئوس موتسارت را برای گروهی از دانشجویان دانشگاه كالیفرنیا اجرا كردند ونتیجه ای كه یافتند،افزایش موقتی حافظه آنها بودبا این تأثیر باید بگوییم درسال ۱۹۹۸ درایالت جورجیای آمریكا دولتمردی به نام زل میلر جهت جمع آورییك CD از آثار كلاسیك تحت عنوان (حافظه فرزندان خود را با موسیقی بسازید) 105000‎ پوند سرمایه گذاری كردو به كلیه نو مادرانی كه در بیمارستان ها درانتظار زایمان بودند و یا فارغ شده بودند یك نسخه از این CD را هدیه كرد.

    برخی از مردم به این عقیده اند كه تنها با گوش دادن به موسیقی تأثیری بر روی كودكان صورت نمی گیرد بلكه باید ساز مشخصی را آموخت. یك مادر انگلیسی صاحب دو فرزند دختر می گوید: پدر من در آمریكا تحصیل كرده و كتابهای زیادی درباره روانشناسی كودكان خوانده است،او همیشه می گفت به موسیقی گوش كنید ولی بیشتر به موسیقی كلاسیك و از همه بیشتر به موسیقی موتسارت چه برای فرزندانتان، چه برای خودتان و چه برای جنین! دلیل آنكه تأكید بسیار زیادی بر موسیقی موتسارت بخصوص برای جنین شده است آن است كه ریتم موسیقی او ۶۰ بار در یك دقیقه است كه ضربان قلب كودك نیز با این ریتم برابری می كند و بسیار شبیه و همگون است و به همین جهت موسیقی موتسارت تأثیر بسیار زیادی برجنین و كودك می گذارد.

    دلیل آنكه تأكید بسیار زیادی بر موسیقی موتسارت بخصوص برای جنین شده است آن است كه ریتم موسیقی او ۶۰ بار در یك دقیقه است كه ضربان قلب كودك نیز با این ریتم برابری می كند و بسیار شبیه و همگون است و به همین جهت موسیقی موتسارت تأثیر بسیار زیادی برجنین و كودك می گذارد. همانطور كه قبلاً هم گفتیم آرامش و موسیقی كلاسیك در روحیه كودك و جنین تأثیر مثبت بیشتری دارد، تا یك موسیقی پر تلاطم و خشن اگر چه انواع مختلف موسیقی بر روی كودكان تأثیر خاص خود را می گذارد، در مورد ریتم موسیقی باید بگوییم كه ما می توانیم از برخی از موسیقی‌های راك یا پاپ و یا جاز كه با ریتم كلاسیك همگام باشند نیز استفاده كنیم.

    در مطالعه ای كه دكتر رایچر و همكارانش در آمریكا به عمل آوردند، نشان داده شده است كه درسهای موسیقی و ارتباط دادن آنها با سازهای گوناگون تأثیر بسزایی در هوش كودكان خواهد گذاشت .

    منبع:hodanaim

    دوستان خواهشن کمک کنین تا اطلاعاتمون بیشتر بشه ممنون از همگی که وقت گزاشتین واسه خوندن
    ویرایش توسط Sm2 : 11-14-2013 در ساعت 03:58AM
    Click here to enlarge


    ای روزگار ، پست و مقام به کسی وفا نمی کنه | اما رسم ما اینکه چه عادی باشی چه موسس در هر موقعیتی از دوستانت حمایت کنی.

    کارخوبه خدا درست کنه سلطان محمود خرکیه

    Click here to enlarge

    Click here to enlarge

  2. Arjon (12-17-2018), Cloner (11-14-2013), d e a (06-01-2016), deadly (11-14-2013), Final (11-16-2013), Gin (11-16-2013), slasher (11-14-2013), Soap (02-03-2014), VFD9 (06-01-2014)

  3. #2
    تبعید به کوهستان توبه
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    3,370
    تشکر از دیگران
    10,189
    مجموع تشکرها
    15,834

    پیش فرض پاسخ : تاثیر موسیقی؟

    تاثیر  موسیقی؟
    ممنون برادر بسیار عالی
    ویرایش توسط Cloner : 11-14-2013 در ساعت 08:04AM

  4. Arjon (12-17-2018), Final (11-16-2013), slasher (11-14-2013), Sm2 (11-14-2013), Soap (02-03-2014), VFD9 (06-01-2014)

  5. #3
    i am Minister of
    The most sad Uchiha

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    محل سکونت
    ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡L
    نوشته ها
    2,402
    تشکر از دیگران
    6,097
    مجموع تشکرها
    8,633

    پیش فرض پاسخ : تاثیر موسیقی؟

    تاثیر  موسیقی؟
    سلام به داداش گلم
    خوب من بهت اطلاعات میدم
    در مورد چه چیز موسیقی می خوای
    در باره تاثیراتش یا در باره ساختنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    Click here to enlarge

  6. Arjon (12-17-2018), Final (11-16-2013), slasher (11-14-2013), Sm2 (11-14-2013), Soap (02-03-2014), VFD9 (06-01-2014)

  7. #4
    I am GoD of
    عاشق ریاس گرموری

    تاریخ عضویت
    May 2013
    محل سکونت
    shiraz
    نوشته ها
    14,073
    تشکر از دیگران
    89,331
    مجموع تشکرها
    76,580

    پیش فرض پاسخ : تاثیر موسیقی؟

    تاثیر  موسیقی؟
    درباره تاثیرش باشه داداش
    Click here to enlarge


    ای روزگار ، پست و مقام به کسی وفا نمی کنه | اما رسم ما اینکه چه عادی باشی چه موسس در هر موقعیتی از دوستانت حمایت کنی.

    کارخوبه خدا درست کنه سلطان محمود خرکیه

    Click here to enlarge

    Click here to enlarge

  8. Arjon (12-17-2018), Final (11-17-2013), slasher (11-16-2013), Soap (02-03-2014), VFD9 (06-01-2014)

  9. #5

    تاریخ عضویت
    Jun 2017
    محل سکونت
    گرند لاین (New World)
    نوشته ها
    176
    تشکر از دیگران
    730
    مجموع تشکرها
    599

    پیش فرض پاسخ : تاثیر موسیقی؟

    تاثیر  موسیقی؟
    خیلی ممنون
    عالی بود

    ۸۰ درصد مردم دنیا از موسیقی برای تسکین روح استفاده میکنند

  10. Arjon (12-17-2018)

 

 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره دنیای انیمه و مانگا
دنياي انيمه و مانگا در سال 87 با هدف معرفي فرهنگ ظريف و نکته بين شرق خصوصا کشور ژاپن افتتاح و از همان ابتداي تاسيس کوشيده است با تکيه بر تلاش بي وقفه ، کارگروهي و فعاليت هاي بدون چشمداشت کاربران متمايز خود ، قدمي کوچک در راه پيشرفت فرهنگ و هنر اين مرز و بوم بردارد.
همکاران
فرام انیمه
تماس با ما
Ghoghnuse -- موسس
تاثیر  موسیقی؟تاثیر  موسیقی؟
Kirito -- معاون فنی
تاثیر  موسیقی؟تاثیر  موسیقی؟


Copyright © 2019 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.

فارسی سازی توسط پی سی وب | وی بی ایران
Forum Modifications By Marco Mamdouh